مديريت دانش

همگرايي تكنولوژي اطلاع‌رساني و فرآيند جهاني شدن آن سبب مي‌شود تا نيازها و ضروريات نسبت به سرعت تغيير و پيشرفت‌هاي سازماني احساس شود. مديريت دانش به‌عنوان يك استراتژي كاري و شغلي به‌طور همزمان بر روي مرزهاي چند گانه عمل مي‌كند و نيز ابزاري جهت پيشرفت كلي برنامه يك سازمان محسوب مي‌گردد

همگرايي تكنولوژي اطلاع‌رساني و فرآيند جهاني شدن آن سبب مي‌شود تا نيازها و ضروريات نسبت به سرعت تغيير و پيشرفت‌هاي سازماني احساس شود.
مديريت دانش به‌عنوان يك استراتژي كاري و شغلي به‌طور همزمان بر روي مرزهاي چند گانه عمل مي‌كند و نيز ابزاري جهت پيشرفت كلي برنامه يك سازمان محسوب مي‌گردد و از داخل سازمان قدرت ايجاد مي‌كند تا چالشهاي خارجي را برطرف نمايد و اين امر با بهره‌برداري از منابع دانش موجود در كارمندان، منابع اطلاع‌رساني، تكنولوژي اطلاع‌رساني و كاربردهاي آن و همچنين ارتباط آنها با خريداران و دست‌اندركاران بازار انجام خواهد شد مفهوم مديريت دانش تعيين كننده ابزاري براي انجام و پيشرفتهاي كاري است و كليد موفقيت آن اين است كه توانايي اجراي فعالانه براي توسعه مستمر را در بر داشته باشد. با وجود اين، مديريت دانش براي بهبود مداوم همه فرآيندهاي كاري مهم تحويل و تجارت يك ابزار استراتژيك است و اين امر بر پايه اين حقيقت متكي است كه مديريت دانش با مديريت اطلاع‌رساني مترداف نيست و بايد سطح بالاتري در نظام سازماني به اجرا درآيد.
اين موضوع در گذشته نيز در زمينه خدمات مديريت اطلاع‌رساني صادق بوده است. ميزان صحيح اطلاعات در زمان مناسب مدتها است كه يك عامل مهم براي انجام انواع كارها بوده است. گرچه، ميزان اطلاعا ت موجود داخلي و خارجي زياد است . بيهوده نيست كه امروزه مديران كاري درباره غرق شدن در دريايي از اطلاعات صحبت مي‌كنند. دو برابر شدن اطلاعات موجود در هر 8 تا 9 ماه يكبار بر ابعاد اين معضل مي‌افزايد. سعي بر كنترل گنجينه اطلاعات از نظر تعريف غير ممكن است. حداقل براي سازماني كه كار انجام مي‌دهد بسيار پر هزينه خواهد بود. بنابراين ابزار كنترل ديگري بايد پيدا شود.
سئوال اصلي بيشتر اين است كه ما چگونه مي‌توانيم زندگي كردن را تجربه كنيم و شيوه‌هاي كاريمان را در كنار شرايط هرج و مرج اطلاعات اجرا كنيم؟ در يك چنين شرايطي، درك اينكه كدام اطلاعات براي كا و فرايندهاي مختلف ايجاد كننده ارزش از اهميت كمتري برخوردارند براي ما مهم هستند. جنبه اطلاعاتي مديريت دانش كه شامل اطلاعات داخلي و خارجي از زمان پيدايش آن است، بايد از طريق مراحل استفاده و نگهداري در سرتاسر سازمان و از جهان خارج (شركا، مشتريان، فروشندگان و ديگران) جريان پيدا كند تا زماني كه اطلاعاتي قديمي شود و براي آنچه كه ارزش دارد كاملاً از آن بهره‌برداري شود.
> بسياري از متخصصان اطلاع‌رساني با ذخيره و نظام‌مند كردن اطلاعات براي بازيابي و استفاده مجدد از آن اقدام مي‌كنند.
براي يك سازمان دانش تنها تاكيد بر اين جنبه‌ها به تنهايي كافي نيست، بلكه اطلاعات بايد بر طبق نيازهاي واقعي كه از نظر كيفي كنترل شود و به فرآيندهاي كاري مرتبط بپيوندد. از طريق مناسبات مشترك ميان اطلاعات و فرآيندهاي كار تجاري انسان است كه سرانجام دانش و درك جديد ايجاد مي‌شود. در حقيقت مي‌توان گفت در فضاي ايجاد شده در زمينه دانش و عقايد جديد است كه اساس توسعه و تغييرات بيشتر، جهت سودآوري بيشتر كار بنا گذاشته مي‌شود.

منبع: سایت www.iie.ir

مديريت استراتژيك چيست و بكارگيري آن چه ضرورتهايي دارد ؟

آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه چرا بعضي از شركت‌هاي بزرگ و موفق در مدت زمان كوتاهي با از دست دادن سهم بزرگي از بازار خود به موقعيتي معمولي و حتي تاسف بار تنزل يافته‌اند و چرا برخي از شركت‌هاي كوچك و گمنام به يكباره به جايگاه‌هاي ممتازي در صحنه رقابت بين‌الملل رسيده‌اند ؟ آيا در اين مورد فكر كرده‌ايد كه چرا برخي از موسسات نوسان‌هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي را به راحتي تحمل نموده و بر آنها غلبه مي‌كنند و در مقابل برخي از سازمان‌ها طعم تلخ شكست را چشيده و از ادامه راه باز مي‌مانند ؟ به عقيده بسياري از متخصصان علم مديريت ، پاسخ بسياري از اينگونه سوالات را بايد در مفاهيمي به نام استراتژي و مديريت استراتژيك جستجو كرد .

تاكنون تعاريف مختلف و گاه ناسازگاري از استراتژي و مديريت استراتژيك ارائه شده است . به تعبير يكي از متخصصان مديريت اين عبارات مانند هنر است كه وقتي آن را مي‌بينيم تشخيص دادن آن آسان است اما وقتي در پي تعريف كردن و توضيح دادن آنيم بسيار مشكل به نظر مي‌رسد ؛ با همه اينها سعي كرده‌ايم تا تعاريفي كه جوهره كليه مفاهيم را دارا باشد ارائه دهيم .

استراتژي چيست ؟

الگويي بنيادي از اهداف فعلي و برنامه‌ريزي شده ، بهره‌برداري و تخصيص منابع و تعاملات يك سازمان با بازارها ، رقبا و ديگر عوامل محيطي است . طبق اين تعريف يك استراتژي بايد سه چيز را مشخص كند :

1- چه اهدافي بايد محقق گردد .

2- بر روي كدام صنايع ، بازارها و محصول‌ها بايد تمركز نمود .

3- چگونه براي بهره‌برداري از فرصت‌هاي محيطي و مواجهه با تهديدهاي محيطي به منظور كسب يك مزيت رقابتي ، منابع تخصيص يابد و چه فعاليت‌هايي انجام گيرد .

مديريت استراتژيك چيست ؟

تصميمات و فعاليت‌هاي يكپارچه در جهت توسعه استراتژي‌هاي موثر، اجرا و كنترل نتايج آنهاست .

بنابراين مديريت استراتژيك فعاليت‌هاي مربوط به بررسي ، ارزشيابي و انتخاب استراتژي‌ها ، اتخاذ هر گونه تدابير درون و بيرون سازماني براي اجراي اين استراتژي‌ها و در نهايت كنترل فعاليت‌هاي انجام‌شده را در برمي‌گيرد .

ضرورتهاي استفاده از مديريت استراتژيك در چيست ؟

با نگاهي دقيق به مفهوم مديريت استراتژيك مي‌توان به ضرورت استفاده از آن پي برد . با توجه به تغييرات محيطي كه در حال حاضر شتاب زيادي به خود گرفته است و پيچيده شدن تصميمات سازماني ، لزوم بكارگيري برنامه‌اي جامع براي مواجهه با اينگونه مسائل بيش از گذشته ملموس مي‌شود . اين برنامه چيزي جز برنامه استراتژيك نيست . مديريت استراتژيك با تكيه بر ذهنيتي پويا ، آينده‌نگر ، جامع‌نگر و اقتضايي راه حل بسياري از مسائل سازمانهاي امروزي است . پايه‌هاي مديريت استراتژيك بر اساس ميزان دركي است كه مديران از شركت‌هاي رقيب ، بازارها ، قيمت‌ها ، عرضه‌كنندگان مواد اوليه ، توزيع‌كنندگان ، دولت‌ها ، بستانكاران ، سهامداران و مشترياني كه در سراسر دنيا پراكنده‌اند ، دارند و اين عوامل ، تعيين‌كنندگان موفقيت تجاري در دنياي امروز است . پس يكي از مهمترين ابزارهايي كه سازمان‌ها براي حصول موفقيت در آينده مي‌توانند از آن بهره گيرند مديريت استراتژيك خواهد بود .

هوش مصنوعی چيست؟


 هوش مصنوعي دانش ساختن ماشينها يا برنامه هاي هوشمند است       برنامه هاي هوشمند چه نوعي از برنامه ها هستند؟
  هوش مصنوعي شاخه ايست از علم كامپيوتر كه ملزومات محاسبات اعمالي همچون 
         ادراك(Perception)
         استدلال(Reasoning)
         يادگيري(Learning)
   را بررسي كرده و سيستمي را جهت انجام چنين اعمالي ارائه مي دهد 
   و در نهايت تعريف سوم هوش مصنوعي از قرار زير است                                       
هوش مصنوعي مطالعه ي روشهائي است براي تبديل كامپيوتر به ماشيني كه بتوانداعمال انجام شده بوسيله ي انسان را انجام دهد 
     به اين ترتيب مي توان ديد كه دو تعريف آخر كاملا" دو چيز را در تعريف نخست واضح كرده اند          
         منظور از موجود ماشين هوشمند چيزي است شبيه به انسان
         ابزار يا ماشيني كه قرار هست محمل هوشمندي باشد يا به انسان شبيه شود كامپيوتر است