نگاه کشاف

 
گاه از پایین ترین جایی که ایستاده ای، می توانی بیشترین
 
 
 دیدنی ها را ببینی، بشرطی که یک
 
 
نگاه تربیت شده داشته باشی... یک نگاه کشاف گستاخ!

منطق ریاضی و سرود ملی ژاپن

 

فکر کنید به شما یک گزاره شرطی می دهند به این صورت:

اگر فلان اتفاق افتاد آنگاه بهمان کار را انجام بده....

خوب طبیعتا تا وقتی که اتفاق اول نیفتد شما سراغ انجام کار بهمان نخواهید رفت!

 

تو منطق ریاضی یک قاعده داریم به اسم انتفای مقدم که به این صورت است:

یه گزاره ناممکن یا غلط را می گوید و بعد می گوید اگر این اتفاق افتاد آنگاه ..... !

خوب معلوم  است که آن رخداد اول هیچگاه بوقوع نمی پیوندد پس معلوم است که نتیجه آن هم هیچگاه عملی نخواهد شد.

 

مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی فرد خواهد بود.

یا مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی زوج خواهد بود.

 

چون رخداد اول ناممکن است پس علی القاعده دیگر کسی سراغ گزاره دوم و نتیجه آن گزاره اول نخواهد رفت!!

 

 

دیشب که داشتم سرود ملی ژاپن را تو ذهنم مرور می کردم دیدم که اتفاقا این قاعده منطق تو اون به کار فته است. سرود ملی این کشور بصورت زیر است:

دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد

تا آن زمان که خرده سنگها به صخره های بزرگ تبدیل شوند

و روی آنها را خزه و گلسنگ بپوشاند

 

به تعبیر ریاضی:

اگر (روزی خرده سنگها جمع شدند و به هم چسبیدند و صخره تشکیل دادند و روی آن صخره را هم خزه و گلسنگ گرفت)

آنگاه (دوران سلطنت امپراتور به پایان برسد)

 

 

خوب پس طبق قاعده انتفای مقدم چون هیچ وقت این واقعه رخ نمی دهد پس هیچ وقت سلطنت امپراتور هم به پایان نرسد...

 

 

(توضیح: واضح است که هدف آنها استفاده از این خاصیت منطقی در سرود ملی بوده است. اگرچه جمله " دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد" دعایی است و نه خبری و نمی تواند گزاره منطقی به حساب آید!)

 

مرورگر ها

 مختصری از تاریخچه پیدایش مرورگر ها:

با پیدایش سیستم عامل های همچون مایکروسافت ویندوز ،دنیای کامپیوتر دچار تحولات زیادی شد من جمله کنار گذاشتن سیستم عامل های همچون داس که جز یکسری فرامین متنی و دانستن آنها کارایی بیشتری نداشت.
با پیدایش ویندوز و حضور پنجره ها کار با کامپیوتر ها راحت تر گشته و امکانات استفاده از نرم افزارهای متعددتر را در اختیار کار بران قرار میدهد.

     

چیزی از پیدایش ویندوز  نوپا نمی گذشت که سرو کله ی اینترنت بر روی کامپیوتر های شخصی یا همان پی سی pc باز شد. در ابتدا ویندوز چیزی تحت عنوان مروگر وب بر روی سیستم عامل خود نداشت و کاربران ویندوز جهت استفاده از اینترنت نیاز به نصب مرورگری به نام Netscape Browser که جهت استفاده در کامپیوتر های شخصی بود داشتند.این مرورگر سال ها توانست محبوبیت زیادی را در بین کاربران اینترنت به دست آورد تا اینکه شرکت مایکروسافت با ارائه اولین نسخه از مروگر خود به نام Internet Explorer بازار مرورگر های وب را در اختیار خود قرار داد و شرکتAOL یا Netscape را به شدت شکست دهد.
این روند همچنان ادامه داشت تا حدود سالهای 2001 -2000 با افزایش کاربران اینترنت و استفاده آنها از Internet Explorer به عنوان محبوبترین مرورگر وب و ظهور نسل جدید ویروس نویسان و کد های مخرب Internet Explorer را به عنوان اولین هدف خود قرار میدادند .
تنها اقدام مایکروسافت ارایه پچ های متعددی برای این مشکلات بود که کارایی خوبی نداشتند(نوش داروبعد از..) اینجا بود که اولین جرقه های ارایه مروگر های وب به ذهن شرکت های نرم افزاری دنیا رسید من جمله مهمترین این تحولات به جدا شدن 2 شرکت قدیمی ّAOL و Mozilla که باهم به ارائه نرم افزار Netscape Browser می پرداختند اشاره نمود
.

.

ادامه نوشته

انواع سگ !!!

 

سلام

 

باز هم يه موضوع كليشه اي و كنايه اي!!! دست خودم نيست كه!!!

 

ساديسم دارم!!! تا حالا در مورد انواع خصوصيات اخلاقي

 

سگ ها مطالعه كردين؟!!! من براتون مي گم.

 

ما چند نوع خصوصيات اخلاقي سگ داريم. بعضي سگ ها هارت و پورت

 

زيادي مي كنن ولي تا دستتو مي بري تا يه سنگ ورداري مي زنن به چاك.

 

بعضي سگ ها اينجوري نيستن و واسه خودشون غرور دارن و با يه سنگ

 

ريزه در نمي رن چون واسه اونها ديدن يه چماق كافيه تا بزنن به چاك.

 

راستي تا حالا با يه سگ تربيت شده ي چوپاني برخورد كردين؟!!!

 

اين جور سگها چماق حاليشون نمي شه و فقط گوش به فرمان صاحبشونن

 

كلا از خودشون هيچ آزادي عملي ندارن و تا وقتي صاحبشون بهشون يه پف

 

مي گه مي كشن كنار.خيلي عجيبه هاااا. ما از صاحب اون سگ نمي ترسيم

 

ولي از خود سگ وحشت داريم!!! جالب تر اينه كه وقتي سگ چوپان بهمون

 

حمله مي كنه دست به دامان خود صاحبش مي شيم!!! تا ما رو از دست اون

 

نجات بده. واي به روزي كه اين جور سگ ها پير بشن اون وقته كه

 

ديگه به درد عمه شون مي خورن و صاحبشون هم ديگه بهشون اهميت

 

نمي ده. بعضي وقتها اين جور سگ ها زود هار مي شن و صاحبشون

 

كه سهله ديگه به گوسفند گله هم رحم نمي كنن ولي ازين خبر ندارن

 

كه ممكنه يه واكسن هاري حالشونو بياره سر جاش!!! يا اگه اون هم

 

اثر نكرد با يه آمپول هوا ديگه كارش ساخته است!!! هر چي باشه

 

قدرت صاحبش خيلي بيشتر ازين حرفهاست.

 

يه عده سگ ديگه هم هستن كه معروف به ولگردي هستن.

 

مي تونيم اسمشونو سگ هاي شغال صفت بذاريم!!! چون

 

اين جور سگها معمولا تو شهر چرخ مي زنن تا يه بنده خدايي از گوشه ي

 

در آشغالشو بذاره بيرون وبره اونو بخوره. معمولا اين جور سگها

 

زياد دور و برتون پيدا مي شن. خلاصه اين جور سگ ها

 

معمولا واسه ديگران دعاي ثروت مي كنن تا خودشون به نون و نوايي

 

برسن. مراقب اين جور سگ ها باشيد چون ممكنه با ديدن يكي دوبار

 

استخوان و گوشت توي آشغالتون خودشونو بيمه كنن و هر شب بيان

 

سر وقتتون و حتي در خونتون بخوابن.

 

ولي از انصاف نگذريم هميشه گفتن سگ حيواني است با وفا.

 

بعضي سگ هاي ولگرد ممكنه با خوردن يكي دوبار نون از دست شما

 

از فردا نگهباني در شما رو هم بدن و نذارن يكي چپ به حريم خصوصي

 

شما نگاه كنه !!! هر چند اين جور سگها خيلي كمه و الان همه ي سگها

 

سگهاي زمونه هستن و همش به دنبال سير كردن شكم خودشونن!!!

 

هميشه سگ و گرگ از قديم دشمن همديگه بودن و هستن و هميشه هم

 

شنيديم گرگ از سگ مي ترسه. ولي بعضي ازين سگهاي بي غيرت از

 

گرگ ها فرمان مي گيرن!!! حالا نمي دونم اين گناه سگه كه زيادي پولكي

 

و بي غيرت شده يا گرگ هاي زمونه خيلي سياست مدار شدن!!!

 

يه احتمال ديگه هم اينه كه گرگ ها با روباه ها هم دست شده باشن

 

خوب اين كه ديگه گوز بالاي گوزه. سياست روباه و وحشيت گرگ

 

چه بلاهايي ممكنه سر سگ هاي بي نوا بياره!!!

 

راستي يادم رفت در مورد سگ هاي آزاد از هفت دولت براتون

 

بگم كه نه از شير سلطان جنگل فرمان مي برن نه از مامانشون

 

و نه از باباشون!!!

 

خلاصه با اينكه مي گن سگ حيواني است با وفا ولي بايد

 

هميشه مراقبشون باشيد چون به هر حال سگه و حيوون!!!

 

 

تكل يا درو؟؟؟!!!

 

اين هم ازون موضوعاتيه كه مي گم گاها بهم الهام مي شه و تا ننويسم دست

 

 ورنمي داره!!! تا حالا به مسائل كارشناسي داوري برنامه ي نود نگاه

 

 كردين؟ بارها كارشناسان داوري فرق بين تكل صحيح و تكل خطا رو توضيح

 

 مي دن ولي باز در هر بازي داور ها به علت شايد خطاي ديد شايد خطاي ديد

 

 مصلحتي و يا اشتباه در تشخيص و يا حتي شايد تمارض بازيكن حريف

 

 اشتباه مي كنن. آخه تكل چند نوع داره !!! يكي همون تكل صحيح كه

 

 كاري با پاي بازيكن حريف نداري و فقط به توپ ( هدف ) تكل مي ري تا

 

 از آن خودت كني. يكي اينكه تكل رو مي زني هم بازيكن حريف درو مي شه

 

 هم توپ . آخري هم اينكه كاري با توپ نداري و فقط مي خواي بازيكن

 

حريف رو درو كني تا علنا از عبورش جلوگيري كني با اينكه مي دوني

 

 شايد از زمين اخراج بشي!!! شما كدوم يكي رو ترجيه مي دين؟!!!

 

 خوب معلومه هر عقل سليمي تكل صحيح رو ترجيه مي ده

 

چون امكان خطا گرفتن داور زير ۵ درصد هست كه اون ۵% هم

 

 شايد به خاطر تمارض بازيكن حريف يا خطاي ديد عجيب داوري باشه.

 

ولي خيلي جاها تو زندگي آدمها وجود داره كه نمي توني تكل صحيح بزني

 

 چون بازيكن حريف خيلي تكنيكش زياده و ممكنه از روي تكل صحيح

 

 تو توپ رو عبور بده !!! اون وقت ترجيه مي دي چي كار كني؟!!!

 

بازيكن و توپ رو باهم مي زني يا فقط بازيكن رو درو مي كني؟ اين روزها

 

 بايد كاري رو بكني كه نه سيخ بسوزه نه كباب!!! حتما مي گين چه جوري؟

 

اگه فقط بازيكن حريف رو درو كني نود و پنج درصد داور به نفع حريف

 

صوت مي زنه. ولي اگه هر دو رو بزني امكانش هست كه داور فكر كنه تو

 

 توپ رو زدي و بي خيال صوت بشه. كدوم به صرفه تره؟

 

البته شرايط هم فرق مي كنه گاهي وقت ها مجبوري بازيكن حريف رو بزني

 

و از زمين اخراج بشي تا تيمت گل نخوره !!! ( يعني خودتو قربوني كني ) .

 

اين روزها وقتي تكل از پشت خطرناك مي زنن و بازيكن حريف رو درو مي كنن

 

 مطمئن باشيد كه از داور بازي خيالشون خيلي خيلي راحته!!! يعني مي دونن

 

 خطا نمي گيره و يا اگه بگيره كارت نمي ده وگرنه هيچ عقل سليمي ترجيه

 

نمي ده كه اين كار رو بكنه!!!  راستي تا حالا تو زندگيتون چند تا تكل زدين؟

 

انصافا تكل بودن يا درو؟ صحيح بودن يا خطا؟

 

شما رو نمي دونم ولي بعضي ها تكل هاي خطرناكي مي زنن كه بازيكن

 

 حريف تا آخر عمرش هم حتي نمي تونه از زمين بلند بشه !!! بعضي ها

 

 هم بازي جوان مردانه رو رعايت مي كنن و بلافاصله بعد از تكل دست حريف

 

 رو مي گيرن!!! و از زمين بلندش مي كنن تا به بازي ادامه بده . به

 

 هر حال چه بخوايم چه نخوايم تو ميدون زندگي هم رقيب هست وهم موقعيت

 

تكل زني هست ولي اول و آخر تصميم گيري خودمون هستيم كه چه نوع

 

 تكلي رو بزنيم و زير پاي حريف رو خالي كنيم !!!

 

هميشه سعي كنيد بازي جوانمردانه رو رعايت كنيد!!! يعني تكل

 

خطرناك غير ضروري ( !!! )

 

نزنين و يا اگه زدين لااقل بعدش دست حريف رو بگيرين و نذارين رو

 

 زمين بمونه. چون اون وقته كه اگه پيروز از ميدون مسابقه هم بيرون اومدي

 

 پشت سرت حرف و حديث در نميارن كه فلاني با بازي ناجوانمردانه برد!!!

 

دو خبر مهم

 

اولا اینکه گفته می شه احتمالا به دلیل تقارن ماه رمضان با اواخر

 

 شهریور کلاسها از ۲۴ شهریور آغاز نمی شه و از همون ۱ مهر

 

 شروع می شه. البته در حد یک شایعه شنیدم که وزارت علوم

 

 اینو اعلام کرده.

 

بعدش هم اینکه امروز که نگاه می کردم بچه های کلاس ما کلا

 

 شاید چیزی حدود ۹۵ درصد انتخاب واحدشونو همون روز اول کردند

 

 چون تمامی ظرفیت نقشه کشی صنعتی گروه یک و دو

 

 و هم چنین روشهای تولید یک کاملا پر شده.

 

 

دوره ی آموزشی شش سیگما

سلام دوستان

قرار ه تو دانشگاه تبريز یه دوره آموزش شش سیگما با مدرک بین المللی موسسه DAS انگلستان برگزار بشه كه هزينه ش هم 45000تومن هستش.خواستم يه توضيحاتي در مورد شش سيگما  و اين كه چقدر براي مهندسين صنايع لازمه و اينكه چقدر نون توشه صحبت كنم ديدم همه اينارو مي دونن.

هر كي مي خواد ثبت نام كنه  mail بزنه تا هماهنگي هاي لازم رو انجام بدم.

یه مطلب مهم دیگه

 

و اون هم اینکه تا آبروی مبارکتون نزد سایر هم کلاسی ها

نرفته کارنامه هاتونو برید از دفتر گروه بردارید.

زمان انتخاب واحد و نحوه ی انجام آن

 

سلام

انتخاب واحد ورودی های ۸۵ تاریخ ۲۰ و ۲۱ شهریور ماه بصورت

 شبانه روزی خواهد بود. یعنی از ساعت ۱۲ شب بیستم شروع می شه

 تا ساعت ۱۲ پایان شب بیست و یکم.

در ضمن با کلیک بر روی لینک زیر می تونید برنامه ی ارائه شده ی

 دانشکده ی مکانیک شامل تمام ورودی های رشته های مکانیک ، صنایع و

 مواد رو ببینید. یادآور می شوم که این صفحه بصورت پی دی اف هستش و

 برای همین باید قبل از هر چیز برنامه ی ادوب آکروبات ریدر رو نصب کنید.

 

http://www.tabrizu.ac.ir/amozesh/mechanics.pdf

 

( اگر لینک کلیک نمی شه اون رو کپی کنید و در

 قسمت آدرس بار اینترنت اکسپلورر پیست کنید )

 

کار گروهی ( Together Everybody Achieve More )

 

Together   Everybody   Achieve  More

 

 

خوب به این تیتر توجه کنید!!!! بیشتر حکایت نویسندگان فعال ( !!! ) این

 

 

وبلاگ رو می رسونه که کرور کرور مطلب می دن !!! برای مطالعه ی

 

 

یه مطلب توپ و فوق العاده به ادامه ی مطلب بروید. وگرنه مطلب از دستتون

 

 

پریده

 

 

ادامه نوشته

نکاتی از مصاحبه با جک ولش رییس هیئت مدیره و مدیر عامل جنرال الکتریک درباره ی برانگیختن کارکنان

 

 

نکات زیر برگرفته از مصاحبه ی جک ولش است که سعی کرده ام جمله های

 

 کلیدی را از آن استخراج کرده و آن را به صورت خلاصه وار بیاورم. این مصاحبه

 

 در کتاب " مدیران برجسته سخن می گویند " از تام پیترز آمده است.

 

جک ولش مهم ترین کارش که بیش از هر برنامه ی دیگری برای آن مایه می گذارد

 

 را برانگیختن و ارزیابی کارکنان خود می نامد. او مدیریت را چنین تعریف می کند که

 

باید در یک دست خوراک گیاه و در دست دیگر آب پاش داشته باشی و هر لحظه بر

 

گلهای باغچه بیفشانی اگر رشد کردند باغچه ی زیبایی خواهی داشت و گرنه

 

آنها را وجین کن.

 

او هم چنین شکل آرمانی اداره ی یک بنگاه را ایجاد میدانی برای جولان اندیشه ها

 

 می داند نه فرصتی برای ایجاد پست و مقام. و در مورد بنگاه های بزرگ این چنین

 

 می گوید که هر بنگاهی که به بلوغ می رسد در کمند سلسله مراتب می افتد و لغزش

 

 در آن گریز ناپذیر است. او عیب کار کردن در بنگاه های بزرگ را وازدگی از همان

 

 محوطه ی پارکینگ می داند و اشاره می کند که بنگاه های بزرگ ظرفیت زیادی برای

 

 لغزش دارند پس اگر بنگاه بزرگی به دردسر می افتد دلیلش این است که به جای

 

 اینکه از هیکلش بهره بگیرد سعی می کند آن را کنترل کند.

 

او می گوید که بیشتر مردم حس می کنند که در محیط کاری خود مظلوم واقع شده اند

 

 که از سه حال خارج نیست : یا بی تفاوت شده اند یا کار مناسب آنها نیست و یا

 

 اینکه دوستدار تغییرات نیستند. او اعتقاد دارد که چنین افرادی باید وجین شوند و

 

 حتی مدیرانی که چنین حسی را به کارکنان خود منتقل می کنند باید هر چه سریع تر

 

 اخراج شوند. او کارکنان خود را در جدولی بر مبنای میزان بازدهی آنها درجه بندی

 

 کرده است که 10 درصد ابتدایی آنها درجه یک  15 درصد بعدی درجه دو 50 درصد

 

دیگر درجه سه 15 درصد بعدی درجه چهار و 10 درصد آخر درجه پنج هستند .

 

او 10 درصد آخر را وجین می کند و به دو گروه اول سهام می دهد و با ترغیب گروه

 

میانه به پیشرفت در کار خود شرکت را به جلو می برد. او اعتقاد شدیدی به بردن بازده

 

 کارمندان خود به نمودار دارد و می گوید که در یک گروه 10 نفره حتما یک نفر

 

درجه یک و یک نفر درجه پنج است حال حتی اگر بخواهد بازده هر ده نفر بالای نود

 

درصد باشد نیز فرقی نمی کند. جالب اینجاست که او کارکنانش را بیشتر به عنوان

 

همکار می داند تا زیر دست. زیرا در گوشه ای از مصاحبه در پاسخ به اینکه چه اهدافی

 

را برای کارکنانش تعریف می کند بعد از اشاره به هدف جنرال الکتریک بر پیشرفت سریع

 

 و رو به جلو می گوید که اگر می دانستم برای رسیدن به این هدف چه بکنم چه نیازی

 

 به آنان داشتم. او می گوید که دوست ندارم کسی فقط هوای کار را داشته باشد  دوست

 

 دارم افراد کاملا درگیر ماجرا شوند.

 

وی اشاره می کند که کار من این نیست که همه چیز را درباره ی شاخه های

 

 جنرال الکتریک بدانم بلکه کار من اینست که افرادی را که می توانند آن ها را اداره

 

 کنند انتخاب کنم و ببینم که کسب و کار الف در قیاس با ب و ج چقدر هزینه می برد .

 

 من وارد چگونگی ها نمی شوم.

 

او در مورد تشویق کارکنان می گوید که باید تشویق هم از روح و هم از جیب کارکنان

 

 درآورد یعنی هم مادی و هم معنوی هر دو باهم باشد.

 

او مدیران ارشد را با رقیبانشان می سنجد و پاداش هر مدیری را نصفش به خاطر واحد

 

 خودش و نیم دیگر را تابعی از کارکرد کل سازمان می داند و اعتقاد دارد که اگر

 

 تایتانیک غرق شود هیچ قایقی به مقصد نمی رسد.

 

پاک کردن صورت مسئله !!!

 

 

چه دنیای عجیبی داریم ما آدما. این روزا یه موضوعاتی تو ذهنم جرقه می زنه

 

 که خیلی وقتها هم ذهنمو مشغول می کنه . بچگیهاتون یادتونه؟ وقتی یه گلدون

 

 یا یه چیز قیمتی از دکور خونتونو اتفاقی می شکستین چی کار می کردین؟ !! احتمالا

 

دور و برتونو نگاه می کردین اگه کسی نبود سریع تیکه های شکسته رو می

 

زدین زیر میز تا به خیال و ذهن کودکانه ی خودتون کسی نفهمه. کمی که بزرگتر

 

 شدیم و فهمیدیم که با این کارا چیزی درست نمی شه یاد گرفتیم که وقتی مامان بابا

 

اومدن با یه عذرخواهی همه چی رو تموم کنیم . در هر دو حالت به نوعی با قوه ی

 

 تشخیصمون که به لحاظ سنی فرق می کرد صورت مسئله رو پاک می کردیم.

 

اگه بخوایم پاک کردن صورت مسئله رو تعریف کنیم باید اشاره کنیم به مسائل

 

 ریاضی یا فیزیک و یا هر درس حل کردنی دیگه . همونطور که می دونید همیشه

 

 معلمهامون و استادهامون بهمون هشدار داده اند که فهمیدن صورت مسئله

 

هفتاد درصد از راه حل اونه . اما وقتی یه مسئله ای رو که جایی مکتوب نیست

 

رو کسی شفاها براتون بیان می کنه این نکته مهمه که شخص بیان کننده

 

 واژه هایی رو بکار ببره که شما مسئله رو بدرستی حل کنید و اگه احیانا یه جاییش

 

رو تغییر بده و جاییش رو حذف کنه ممکنه شما یه فرمول دیگه ای رو برای

 

حل کردنش استفاده کنید. یا اصلا ممکنه یه تحلیل دیگه ای ازون بکنید. فرض کنید تو

 

 یک مسئله ی فیزیکی به جای خواستن ظرفیت گرمایی ویژه با حذف کلمه ی ویژه

 

 ازتون ظرفیت گرمایی رو بخوان . مطمئنا جواب مسئله رو اشتباه بدست می آورید.

 

 حالا اگه بخوایم این موضوع رو ربطش بدیم به مسائل روزمره مون خیلی

 

مثال ها می تونیم بزنیم : وقتی اسرائیل در جنگ با لبنان به اهدافش نمی رسه با

 

برکناری و محاکمه ی چند فرمانده صورت مسئله پاک می شه !!! وقتی آمریکا با

 

 ناکامی هایی در جنگ عراق روبرو می شه حزب دموکرات قدرت می گیره و

 

 مجلس رو بدست می گیره و با استیضاح چند وزیر صورت مسئله پاک می شه !!!

 

وقتی یه تیم فوتبال نتیجه نمی گیره با برکناری مربی تیم قائله ختم می شه و یا

 

 بهتر بگم صورت مسئله پاک می شه !!! وقتی می خوان اوضاع داخلی آروم بگیره

 

 با سر کار آوردن یه مقام مسئول با شعارهای تبلیغاتی آنچنانی این کار رو می کنن

 

 و همه چی آروم می شه!!! وقتی در یک روزنامه ی دولتی به یک قومیتی اصیل

 

توهین می شه با دستگیری نویسنده و سردبیر اون روزنامه صورت مسئله رو پاک

 

می کنن !!! وقتی مهران مدیری با جواد رضویان بهم می زنه می ره دنبال رضا

 

 شفیعی جم تا محبوبیت برنامه ی خودشو حفظ کنه و به نوعی با جانشینی یه بازیگر

 

 محبوب دیگه صورت مسئله رو پاک می کنه !!! وقتی سوتی های وزیر صنایع

 

فاش می شه و استعفا می ده وزیر جدید برای پاک کردن صورت مسئله تمام

 

شکایت های این وزارت خانه رو از رسانه ها پس می گیره و یه سری سیاست های

 

 ثوری رو تغییر می ده !!! آمریکا با اعدام صدام حسین یه جورایی صورت مسئله

 

 پاک می کنه !!! و یا وقتی هواپیما ی پر از انسان ( !!! ) سقوط می کنه با برکناری

 

مسئول برج مراقبت صورت مسئله پاک می شه !!! وقتی هم فرزاد حسنی رو

 

 به دلایلی ممنوع التصویر می کنن اعلام می کنن با چن تا مجری خوب داریم

 

 مذاکره می کنیم تا به نوعی بتونن فرزاد رو از ذهنها پاک کنن.بعضی وقتها هم ماها

 

خودمون با دست خودمون صورت مسئله رو پاک می کنیم !!! وقتی حزب

 

جمهوری خواه آمریکا در جنگ عراق ناکام می شه با رای دادن به حزب دمکرات

 

 صورت مسئله به دست خود ملت پاک میشه !!!جالب اینجاست که اگه دقت کنید تو

 

هیچ کدوم ازینها ماهیت مسئله عوض نمی شه !!! مثلا بامحاکمه ی چند

 

فرمانده اسرائیلی که اسرائیل سیاستهای خودشو تغییر نمی ده !!! با برکناری مربی

 

تیم که تیم قهرمان جهان نمی شه چون فدراسیون همون فدراسیونه و سیاستهاش

 

همون سیاستها !!! با به قدرت رسیدن دمکرات ها در امریکا هم این کشور هم چنان

 

 حامی اسرائیل هست و با انرژی هسته ای ما مخالفه و کنترل اوضاع عراق رو

 

هم در دست داره !!! وقتی هم یه کاندیدایی به شعارهای آن چنانی میاد چون می دونن

 

 با یه گل بهار نمی شه و مافیا خیلی قدرتش بیشتر از این هاست!!! وقتی هم که

 

نویسنده و سردبیر زندانی می شن که معلوم نمی شه مسئله از کجا آب خورده !!!

 

خیلی داریم ازین مسئله پاک کردن ها . که از زندگی شخصی خودمون گرفته تا عالم

 

سیاست هم به کار برده ایم . یادمه خونده بودیم تنها فرق بین انسان و حیوان قدرت

 

تفکر و تعقل انسانهاست . شما این پاک کردن حل مسئله رو جزو کدوم یکیشون

 

قرار می دین؟؟؟؟؟؟ خصوصیات انسانی یا حیوانی ؟ ؟؟؟ اگه بخوایم بگیم حیوانی

 

شاید دلیلش این باشه که گاهی وقتها خیلی احمقانه صورت مسئله ها پاک می شن

 

 که آدم به تعقل هم شک می کنه . قبول دارین؟؟؟ مثلا از اول تاریخ تا حالا هر رژیمی

 

 که سر کار اومده با فاش کردن صورت مسئله های پاک کرده ی رژیم قبلی به نوعی

 

سعی می کنه صورت مسئله های مربوط به خودشو بپوشونه !!! یعنی پاک کن در

 

 پاک کن !!! ازین جهت می گم احمقانه که چون دیگه هر انسان پخمه ای هم

 

 می دونه که این صورت مسئله های پاک شده بالاخره یه روزی فاش می شن!!!

 

چون این صورت مسئله های پاک شده یه روزی برای پاک کردن صورت مسئله های

 

جدید باید ( !!! ) فاش بشن!!!!. اینجاست که می گن چه روزگار نامردیه !!!