همین جوری
اونقدر سرمون گرم زندگی خودمون و امتحانا و اینا شده که یادمون رفته نا سلامتی یه وبلاگی هم داشتیم قبلنا که هر روز دو سه باری آپدیت می شد.
بالاخره اون دوران گذشت. این مطلبو هم دادم که یه چیزی نوشته باشم. بی خیال
موفق باشین بچه ها
اونقدر سرمون گرم زندگی خودمون و امتحانا و اینا شده که یادمون رفته نا سلامتی یه وبلاگی هم داشتیم قبلنا که هر روز دو سه باری آپدیت می شد.
بالاخره اون دوران گذشت. این مطلبو هم دادم که یه چیزی نوشته باشم. بی خیال
موفق باشین بچه ها
تغييرات به وجود آمده در اقتصادجهاني و تلاش هاي انجام شده توسط سازمان جهاني ( WTO ) در راستاي جهاني كردن اقتصاد و افزايش رقابت ، كشورهاي مختلف اعم از توسعه يافته و يا در حال توسعه را به اين باور رسانده است كه براي حضور و بقا در بازارهاي منطقه اي ، جهاني و حتي داخلي بايد توان و قابليت رقابت پذيري صنايع و سازمان و سازمان هاي خود را افزايش دهند . مدل هاي تعالي سازماني يا سرآمدي كسب و كار ، بعنوان ابزارهاي قوي براي سنجش ميزان استقرار سيستم ها در سازمان هاي مختلف به كار گرفته مي شوند . با بكار گيري اينگونه مدل ها ، ضمن اينكه يك سازمان ميزان موفقيت خود را در اجراي برنامه هاي بهبود در مقاطع مختلف زماني مورد ارزيابي قرار مي دهد ، مي تواند عملكرد خود را با ساير سازمان ها و به ويژه بهترين آنها مقايسه نمايد .
امروزه اكثر كشورهاي دنيا با تكيه بر اين مدل ها ، جوايزي را در سطح ملي و منطقه اي ايجاد كرده اند كه محرك سازمان ها و كسب و كارها در تعالي ، رشد و ثروت آفريني است . در سه قطب بزرگ اقتصادي سده اخير ( ژاپن – آمريكا – اروپا ) اصلي ترين نمونه اين جوايز عبارتنداز : جايزه دمينگ درژاپن ، جايزه بالدريج در آمريكا ، جايزه اروپايي كيفيت كه توسط بنياد اروپايي مديريت كيفيت ايجاد شده و به مدل EFQM معروف است و عموميت و استقبال بيشتري در سطح جهان كسب نموده است ديدگاه سيستماتيك قوي ، توجه دقيق به مديريت مبتني بر فرآيندهاي سازماني و نتيجه گرايي مدل EFQM براي سازمان هاي ايراني كه معمولاً در اين حوزه ها با مشكلات جدي روبرو هستند ، بسيار آموزنده و اجرايي است . جهاني شدن از مهمترين مباحث مطرح در دنياي امروز است كه گروه صنعتي ايران خودرو ، خواسته و يا ناخواسته در مسير آن قرار دارد . براي ورود به عرصه رقابت جهاني خودرو شرايطي لازم است كه بايد آن را در مجموعه ايران خودرو فراهم نمود . اين امر علاوه بر نيازمندي برعزم و اراده راسخ مستلزم اجراي يكسري برناه هاي منسجم در مقوله كاهش هزينه ، بهبود كيفيت ، توجه به خواست مشتريان ، بازاريابي نوين ، توسعه صادرات و چالاك شدن كليه بخش هاي گروه صنعتي ايران خودرو مي باشد. در روند جهاني شدن ، كسب رضايت مشتريان و كاركنان بعنوان يك مبناي اساسي لحاظ مي شود . امروزه براي رقابت در عرصه جهاني بايد به دانش فردا مجهز شد ، تا بتوان به سمت پيشرفت و تعالي حركت نمود.
دلايل انتخاب مدل تعالي سازماني
تحقق رويكردهاي متعالي شركت ايران خودرو در مباحث جهاني شدن از طريق كسب رضايت مشتريان ، بازاريابي نوين ، بهبود كيفيت و ساير مقولات تعريف شده مستلزم تدارك بستري مناسب براي حركت سريع و پرشتاب مجموعه فعاليت ها و فرآيندهاي عملياتي در قالبي هدفمند و سنجش اثر بخشي و ارزيابي نحوه عملكرد فرآيند ها با هدف ترسيم چرخه بهبود مستمر و بهره مندي از نتايج حاصله بصورت يك فعاليت يادگيري مستمر در اصلاح رويكردسازمان ، درك نقاط قوت و ضعف آن بصورت چرخه اي دائمي از طريق انجام ارزيابي هاي مستمر و ارائه اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه مي تواند مسير تعالي سازمان ها و حركت آنها به جلو را تسهيل و تسريع نمايد.
مدل تعالي سازماني EFQM بعنوان الگويي جامع در سنجش توان عملكردي سازمان ها از طريق طراحي و اجراي نظام ارزيابي عملكرد سازمان ها ، ميزان تحرك هوشمندانه آنها را در طراحي مطلوب مسير حركتي ،اجراي بهينه اهداف ، بررسي نتايج حاصله و سنجش اثر بخشي اقدامات انجام شده ، را موردتحليل قرار داده و سطح كاميابي سازمان ها را در نيل به تعالي مشخص مي سازد. انتخاب اين مدل به منظور استقرار در شركت ايران خودرو و نيل به تحقق هرچه بهتر اهداف عاليه شركت در راستاي جهاني شدن مي باشد . بديهي است تعريف فعاليت هاي خود ارزيابي بصورت مستمر و تعيين نقاط قوت و ضعف و انجام پروژه هاي مطالعاتي براي تقويت نقاط مثبت و مرتفع نمودن نقايص و كاستي ها مي تواند در گذر زمان و با حمايت و تعهد مسئولين سازمان ، دسترسي چشم انداز تعيين شده را محقق ساخت .
ارزش ها و مفاهيم بنيادي
مدل تعالي سازماني چارچوبي روشمند براي ارزيابي عملکرد سازمان ها در دو حوزه فرآيند ها و نتايج حاصل از اين فرآيند ها است. دستاوردهاي حاصل از ارزيابي در اين مدل عبارتست از نقاط قوت سازمان و زمينه هاي قابل بهبود آن که براي دستيابي به بهبودها فهرستي از برنامه هاي اولويت بندي شده را نيز پيشنهاد مي کند. بر اساس آموخته هاي مديريت کيفيت جامع (TQM)، توجه به ارزش ها و مفاهيم بنيادين هشت گانه به شرح زير، لازمه موفقيت و ايجاد بهبود مستمر سازمان ها است :
ارزش ها و مفاهيم هشت گانه فوق پايه هاي اصلي برنامه ريزي و استقرار سيستم ها را تشکيل مي دهند و براي شناخت وضعيت عملکردي سازمان ها بايد از معيارهايي بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگي با مفاهيم فوق الذکر داشته باشند، معيارهايي که توسط آنها، ميزان تحقق هشت مفهوم بنيادين و ميزان موفقيت سازمان در دستيابي به نتايج را بتوان اندازه گيري کرد.
کاش بیاموزیم ...
زیرِ بارهایِ خمشی و پیچشیِ زندگی
نقطهیِ تسلیم را بالا بگیریم و مقاومتِ شکست را بیشینه کنیم
تا چرخدندههایِ زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشند.
«جوزف شیگلی»
1. اصل ياد خداوند و اعتماد به قدرتي كه به ما داده است
2. اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود
3. اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها
4. اصل خوديابي ( من كيستم ؟ )
5. اصل خود شايستگي – خود سالاري و اساس شخصيت
6. اصل عدم مقايسه ي خود با ديگران
7. اصل خودباوري و خود محوري بعد از خدا محوري
8. اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي
9. اصل تميزي ظاهر
10. اصل تعريف از خود و ديگران
11. اصل تشويق خود و ديگران
12. اصل تعهد به قول و صداقت و راستي
13. اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي
14. اصل نظم و انضباط كاري
15. اصل دانش و تجربه
16. اصل مديريت زمان
17. اصل مديريت اولويت ها
18. اصل اقتدار در مقابل ضعف
19. اصل يقين در مقابل ترديد
20. اصل احساس رهبري و مديريت
21. اصل مسئوليت پذيري
22. اصل سلامت و نگهداري از جسم
23. اصل تبسم
24. اصل ابراز عشق به ديگران و متذكر شدن ويژگيهاي مثبت آن
25. اصل نگاه به ديگران ( در عين تواضع بزرگي خود را در دل احساس كنيد )
26. اصل عدم تاخير
27. اصل قاطعيت و گفتن نه
28. اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران
29. اصل كمك به ديگران و بخشايش
30. اصل ژست و حالت بدني
دانشگاه تبریز در پی اطلاعیه ای اعلام کرد امتحانات لغو شده با دو
هفته تاخیر از دوم تا یازدهم بهمن ماه برگزار خواهد شد
برای اطلاع از زمان دقیق امتحانات می توانید به سایت دانشگاه
مراجعه فرمایید.
قصد داریم بعد از امتحانات وبلاگ رو فعال تر و البته
هدفمندتر بکنیم . با کمی برنامه ریزی خوب
می شه وبلاگ رو همیشه آپدیت نگه داشت
یعنی نه اونقدر شور که روزی ۵ یا ۶ پست
داشته باشیم نه بی نمک که سالی یه بار
مطلب ندیم . پس برای این کار از همه ی
هم کلاسی های عزیز ( فقط تکنولوژی ۸۵ )
دعوت به همکاری می شه .
هرکس مایل به همکاریه به من یا آقایان
آرش شیوا و صالح اقدسی مراجعه کنه تا
براشون کاربری باز کنم.
تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار، استراتژي، سيستمها، سبك، كاركنان، مهارتها و ارزشهاي مشترك است. گروه مشاوران مكينزي اين واقعيت را در قالب چارچوب هفت اس بيان كردند. اين مقاله به شرح مختصر چارچوب هفت اس ميپردازد.
وقتي سخن از سازمان به ميان ميآيد اولين چيزي كه به ذهن افراد درگير در مسائل مديريت سازمان ميرسد ساختار سازماني آن است؛ نمودار سازماني، ميزان تمركز، نوع ارتباطات، نحوه كنترل، و نظير آن. از سوي ديگر نظريهپردازان مديريت در يك قدم جلوتر، ساختار و استراتژي سازمان را متأثر از يكديگر ميدانند و ابعاد ديگر سازمان را در نظر نمي گيرند. واترمن، پيترز، و فيليپس (1980) با اين رفتار معمول موافق نبودند و در مقاله خود با عنوان «ساختار سازمان نيست» چارچوبي براي نگرش و بررسي سازمان ارائه دادند. آنها معتقدند كه تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار1، استراتژي2، سيستمها3، سبك4، كاركنان5، مهارتها6 و ارزشهاي مشترك7 (اهداف متعالي) است و آن را چارچوب (يا مدل) هفت اس (به دليل حرف اس انگليسي در اول كلمه انگليسي هر يك از هفت بعد) ناميدند و از آنجايي كه پژوهش آنها در شركت مشاوران مكينزي انجام شد به هفت اس مكينزي8 نيز مشهور است.
به سه بعد ساختار، استراتژي و سيستمها ابعاد سخت و چهار بعد سبك، كاركنان، مهارتها و ارزشهاي مشترك ابعاد نرم گفته ميشود. واژه سخت بدين معني بكار ميرود كه مفاهيم آن ابعاد عيني، ملموس، عملي وبه سادگي تعريف شدني هستند و واژه نرم هم بدين معني بكار ميرود كه مفاهيم آن ابعاد غير ملموس، غير عملي، و به سختي تعريف شدني و توصيف شدني هستند.
(1) ساختار: اصول تقسيم كار و تخصصي سازي و همچنين هماهنگي؛ ويژگيهاي برجسته نمودار سازماني (سازماندهي وظيفهاي، متمركز يا غير متمركز و غيره)؛ نحوه ارتباط افراد (روابط مستقيم و غيرمستقيم)؛ الگوهاي طبقهبندي و كنترل. عموماً چنين پرسشهايي مطرح ميشود: سازمان متمركز است يا غير متمركز؟ وظايف اصلي چيستند؟ تنش بين وظايف كليدي چيست؟ ساختار غير رسمي (ارتباطات مستقيم با رده بالاي سازمان، باندها و گروهها و گروههاي غيررسمي تصميمگيري) چگونه است؟
(2) استراتژي: استراتژي الگو، سياست، برنامه، اقدام، تصميم و يا تخصيص منابع است كه تعريف ميكند: سازمان چيست؟ چه ميكند؟ و چرا چنين ميكند؟ ويژگيهاي متمايز، عوامل كليدي موفقيت، نحوه تفكر سازمان نسبت به خود و محيط سازمان، نقاط قوت و ضعف سازمان، فرصتها و تهديدهاي سازمان و اصول تعريف شده سازمان مواردي هستند كه ميتوانند در شكل استراتژي مطرح شوند.
(3) سيستمها: رويهها و فرايندهاي رسمي و غير رسمي سازمان در انجام امور و وظايف و همچنين سيستمهاي رسمي سازمان چيستند؟ سيستمهاي ارزيابي و برنامهريزي؛ سيستم تشويق و تنبيه، سيستمهاي تخصيص منابع و غيره. سيستمهاي غير رسمي سازمان كدامند؟ نحوه برگزاري جلسات، پروتكلهاي حل اختلافات و . . ..
(4) سبك: از بعد فرهنگ سازماني؛ ارزشها و اعتقادات مسلط و نرمهاي توسعه يافته كه جزو ويژگيهاي ماندني زندگي سازماني شدهاند. از بعد سبك مديريت؛ مديران چه ميگويند و چه عمل ميكنند؟ مدير وقت خود را چگونه ميگذراند؟ بر روي چه موضوعات و مواردي تمركز ميكند؟
(5) كاركنان: مشخصههاي افراد سازمان از لحاظ تحصيلات، اصول كاركردي يا زمينههاي كاري؛ نحوه مديريت منابع انساني، روش شكلدهي ارزشهاي پايه در جذب نيرو؛ معيارهاي انتخاب و ارتقاء كدامند؟ مسير شغلي و آينده شغلي چگونه است؟ فرهنگ كاركنان چگونه است؟
(6) مهارتها: ويژگيهاي متمايز سازمان چيست؟ سازمان چه كاري را بهتر از همه انجام ميدهد؟ چگونه ويژگيهاي متمايز خود را حفظ ميكند؟
(7) ارزشهاي مشترك/ اهداف متعالي: مفاهيم راهنما، ايدههاي اساسي، معاني قابل ملاحظه يا اعتقادات مهم كه يك سازمان به افرادش القاء ميكند. اين موارد راهنماي جهتگيري سازمان نسبت به انجام وظايف، اهداف، كاركنان، جامعه و غيره است. نقش سازمان در خدمت به جامعه چگونه است؟
شكل زير ارتباط و تأثير متقابل ابعاد را نشان ميدهد. سازمانهاي موفق و اثربخش، تناسبي بين اين ابعاد به دست آوردهاند. اگر يك بعد تغيير كند بر بقيه ابعاد نيز تأثير ميگذارد. در فرايندهاي تغيير، خيلي از سازمانها به اسهاي سخت توجه ميكنند و كمتر با اسهاي نرم كاري دارند. ابعاد نرم ميتوانند باعث ايجاد يا عدم ايجاد فرايند تغيير موفق شوند چرا كه ساختارها و استراتژيهاي جديد به سختي ميتوانند بر روي فرهنگ و ارزشهاي نامتناسب بنا و پياده شوند. عدم موفقيت در تلفيق سازمانها به دليل فرهنگها، ارزشها و سبكهاي متفاوتي است كه سد راه اجراي سيستمها و ساختار ميگردند.
(1) ابزار ارزشمندي در آغاز فرايندهاي تغيير و جهتدهي به آن
(2) ابزار مناسبي در تجسم جامع سازمان
(3) الگويي براي عناصر مورد بررسي و مقايسه از سازمان
Waterman, R. Jr., Peters, T. and Phillips, J. R. 1980. Structure Is Not Organisation. Business Horizons, 22(3) 14-26.
1 Structure
2 Strategy
3 Systems
4 Style
5 Staff
6 Skills
7 Shared Values / Superordinate goals
8 Mckinsey 7-s
با پشت سر گذاشتن جنرال موتورز :
تويوتا به بزرگترين خودروساز جهان در سال 2008 تبديل مي شود
خبرگزاري فارس : شركت خودروسازي تويوتاي ژاپن قصد دارد طي سال 2008 ميلادي حدود 10 ميليون دستگاه خودرو توليد كند و با پيشي گرفتن بر جنرال موتورز به بزرگترين خودروساز جهان تبديل شود .
به گزارش خبرگزاري فارس ، خبرگزاري فرانسه ضمن اعلام اين خبر افزود : توليد شركت تويوتا سال آينده به بيش از 9/9 ميليون دستگاه خواهد رسيد كه نسبت به امسال 500 هزار دستگاه افزايش خواهد داشت .
افزايش فروش در چين ، خاور ميانه و ساير كشورهاي در حال توسعه نقش مهمي در افزايش توليد تويوتا خواهد داشت . فروش جهاني تويوتا سال آينده با 4 درصد رشد نسبت به امسال به بيش از 42/9 ميليون دستگاه خواهد رسيد . تويوتا طي سه ماه نخست امسال نيز بر جنرال موتورز پيش گرفته بود ولي طي نه ماه بعد بار ديگر به دومين خودروساز بزرگ جهان تبديل شد

اجسام دارای سه جور تعادل هستند :
مثل حالتی که تاس رو زمین قرار می گیره. تو این حالت تا زمانیکه ضربه بعدی
به اندازه کافی قوی نباشه اونو تکون نمیده و اگر تکون بده مثل تعادل
بی تفاوت نیست که تو تمام موقعیت ها بتونه ثابت وایسه. بلکه اینقدر جابجا میشه تا دوباره روی یه وجه دیگه اش بیفته.
حالا اين چه ربطي به تعادل افراد داشت؟!!!
به نظر من كه خيلي ربط داشت چون شخصيت هاي اجتماعي هم از اين سه حالت
خارج نيستند !!!
يه عده متعادل بي تفاوتند يعني بودنشون براي جامعه فقط به عنوان يه آلت دست مي تونه
باشه !!! و نبودنشون هم زياد فرقي به حال ديگرون نداره !!! يا به قول بچه بي تربيت ها
گوسپند همانا و متعادلان بي تفاوت همانا !!!!!!
يه عده هم كه ماشالله تعادلشون پايداره و فقط بوسيله ي نيرويي بزرگتر از خودشون
جابجا ميشن و الت دست همه نيستند اينجور متعادلان ( !!! ) معمولا مي تونن ازديگران هم متعادل بي تفاوت درست كنن مثلا اگه يه توپ به يه ديوار بخوره اين ديواره
كه جهت حركت توپ رو تعيين مي كنه !!! اينجور افراد نياز جامعه ي امروزي ما هستند
البته اميدوارم اينها افرادي نباشن كه به مانند جسم صلب مطلق باشن چون كمي هم
انعطاف در يك جسم پايدار به ضربه پذيري و مقاومت بالاي اون كمك مي كنه وگرنه
زود مي شكنه !!!
ولي دلم براتون بگه از علماي نامتعادل كه كم نيستند دور و برمون ( خدا حفظشون كنه !!! )
اين جور افراد هيچ جوري قابل كنترل و هدايت نيستند !!! يعني براي متعادل كردنشون
هيچ تلاشي نكنيد چون به مانند آب در هاون كوبيدن است !!! ( مگه مي شه يه هرم
روي نوكش روي يه سطح بايسته البته قابل توجه بگم كه بعضي ها تو اين دوره و زمونه
هرم كه سهله حتي مخروط رو هم روي نوكش متعادل مي كنن !!! تازه جالب اينجاست
كه اگه نوكش ساييده شده باشه اونو تيز مي كنن بعد باز متعادلش مي كنن كه به نوعي
قدرت والاي خودشونو به رخ همه بكشن كه بگن ببينيد ما رو يه همچين نوك تيزي
يه جسم بزرگ رو به حالت تعادل درآورديم !!! جل الخالق !!! ( به هر حال پيشرفت
علم و . . . كم تاثير نيست ) !!!
پس يا بايد يه همچين تكنولوژي هايي رو براي اين به كار برد !!! يا اينكه
تحملشون كرد !!!
1-ميكرو كار (MICRO CAR/BUBBLE CAR/AUTOETTE):اين قبيل خودروها در مرز ميان موتور سيكلت و خودرو قرار دارد. ميتواند 3 يا 4 چرخ داشته باشد. طول خودرو كمتر از 3 متر، حجم موتور كمتر از يك ليتر، و ظرفيت خودرو نيز بين يك تا 2 سرنشين ميباشد.
2-خودروي شهري (CITY CAR/URBAN CAR): خودرويي با ظرفيت 4 سرنشين و طول 3.5 متر كه بمنظور تردد در داخل شهر طراحي گرديده است. اين نوع خودرو كلاس A ناميده ميشود.
3-سوپر ميني و يا ساب كامپكت (SUPERMINI/SUBCOMPACTS): بزرگتر از خودروي شهري و كوچكتر از خودروي خانواده كوچك ميباشد. ظرفيت آن 4 سرنشين و طولش 4 متر است. اين خودرو در رده كلاس B قرار ميگيرد.
4-خودروي خانواده كوچك و يا كامپكت كار (SMALL FAMILY CAR/COMPACT CAR): بزرگتر از سوپر ميني و كوچكتر از خودروي خانواده بزرگ ميباشد.بين 4 تا 4.5 متر طول داشته و حجم موتور در آن 1.6 تا 2.2 ليتر است. اين خودرو در رده كلاس C جاي ميگيرد.
5-خودروي خانواده بزرگ (LARGE FAMILY CAR): بزرگتر از خودروي خانواده كوچك و كوچكتر از خودروي اكسكيوتيو است. ظرفيت آن 5 سرنشين و طول آن 4.6 تا 4.7 متر ميباشد.در رده كلاس D قرار ميگيرد. نام ديگر اين نوع خودرو (MID-SIZE CAR) ميباشد.
6-ميني ون (MINI VAN):شكل خودرو تلفيقي از ون و استيشن واگن است.ظرفيت آن معمولا 6 سرنشين است.ا ين نوع خودرو بنامهاي ميني باس (MINIBUS)،ام يو وي (MUV/MULTIPLE-UTILITY VEHICLE) و ام پي وي (MPV/MULTI-PURPOSE VEHICLE) نيز خوانده ميشود.
7-ام پي وي كامپكت (COMPACT MPV): ام پي وي ها (خودروهاي چند منظوره) خود به انواع ميني، كامپكت (فشرده) و لارج طبقه بندي ميگردند. سايز ميني آنها هم اندازه سوپر ميني ها ميباشد.
8-ون (VAN): وسيله نقليه اي كه بمنظور جابجايي چندين سرنشين و يا حمل كالاي درون شهري طراحي گرديده است. اين خودرو فاقد پنجره هاي كناري در عقب ميباشد. معمولاً ظرفيت اين خودرو ها 7 تا 9 نفر است (نوع ويژه حمل مسافر).
9-آر وي و يا وسيله نقليه تفريحي (RV/RECREATIONAL VEHICLE): وسيله نقليه اي است كه از آن ميتوان به عنوان منزل و اقامتگاه موقتي در سفرهاي استفاده كرد. برخي از اين خودروها مجهز به تمام امكانات رفاهي يك خانه حقيقي بوده، از اينرو بسيار گرانقيمت ميباشند. اين نوع خودرو كاراوانCARAVAN)،(CAMPER VAN)،(TRAVEL TRAILER) و (MOTORHOME) نيز ناميده ميشود.
10- خودروي اكسكيوتيو (EXECUTIVE CAR): اندازه اين خودرو از خودروهاي خانواده بزرگ نيز بزرگتر بوده و به خودروهاي (FULL-SIZE) و (E -CLASS) نيز مشهور ميباشند.
11-خودروي تجملي (LUXURY CAR): خودروي تجملاتي كه نهايت آسايش و راحتي را براي سرنشينان فراهم مي آورد. از اين خودرو معمولاً در مراسم هاي تشريفاتي استفاده ميشود. اين خودروها در رده كلاس F طبقه بندي ميگردند.
12-خودروي اسپورت (SPORT CAR): خودرويي است كه در آن بر فرمانپذيري، سيستم ترمز، قابليت مانور دهي، وزن كم، قدرت بالاي موتور، سرعت و زيبايي تاكيد شده است. اين نوع خودرو معمولاً 2 در بوده و ظرفيت 2 سرنشين را دارا است.
13-سوپر كار (SUPER CAR): نوع برتر و قدرتمندتر خودروي اسپورت ميباشد.
14-كانورتبل و يا كروكي (CONVERTABLE/CABRIOLET): خودرويي كه سقف آن قابليت جمع شدن و تا شدن را دارد. سقف اين خودرو بصورت دستي و يا اتوماتيك جمع ميشود.
15-رود استر (ROADSTER): خودرويي است با ظرفيت 2 سرنشين، فاقد سقف دائمي، و بدون پنجره در طرفين. ميتواند مترادف خودروي كانورتبل بكار رود. گاهي اوقات به آن اسپيد استر (SPEEDSTER) نيز ميگويند. رود استر مشابه خودروي كوپه است با اين تفاوت كه فقط يك رديف صندلي دارد.
16-اسپايدر (SPYDER): مشابه رود استر بوده، اما روباز تر است. شيشههاي جلوي آن مقاومت هواي كمتري دارند. در اين نوع خودروها براي افزايش ايروديناميك، زاويه پنجره جلو به حداكثر ممكن رسيده است.
17-دو ديفرانسيل (4WD/FOUR-WHEEL DRIVE/4x4):اين نوع خودرو دو ديفرانسيل بوده و هر 4 چرخ بطور همزمان از موتور نيرو دريافت ميكنند. در تلفظ انگليسي، "فور باي فور" خوانده ميشود.
18-كوپه (COUPE): يك خودروي 2 در، با ظرفيت 2 تا 4 سرنشين، سقف ثابت و معمولا كم ارتفاع است، و قسمت صندلي عقب از فضاي اندكي برخوردار است. نوع 4 در كوپه نيز موجود ميباشد. به كوپه اي كه قسمت صندلي عقب سرنشين كوچك ميباشد (2*2) مي گويند. كوپه هايي كه داراي دو رديف صندلي و 2 در ميباشند، براي سوار شدن سرنشين عقب، صندليهاي رديف جلو بايد تا شوند. در خودروي كوپه به زيبايي ظاهري بيش ازاستفاده از فضاي داخلي بها داده ميشود.
19-كوپه كانورتبل (COUPE CONVERTABLE): كوپه اي است كه سقف آن قابليت جمع شدن دارد. سقف معمولا از جنس صلب و غير قابل انعطاف است.
20-اس يو وي (SUV/SPORT UTILITY VEHICLE): اين نوع خودرو تلفيقي از استيشن واگن و پيك آپ بوده و داراي فضاي حمل بار و سرنشين جداگانه است. معمولاً داراي 3 رديف صندلي بوده و محفظه حمل بار در عقب آخرين رديف صندلي ها تعبيه شده است. سيستم تعليق قوي، قابليت تردد در مناطق ناهموار، ظرفيت حمل بالاي بار، توان بالاي موتور، ارتفاع شاسي بلند و قابليت دو ديفرانسيل بودن از ويژگيهاي اس يو وي ها ميباشد. نوع كامپكت و ميني آنها نيز موجود ميباشد.
21-اس يو وي كراس اوور (CROSSOVER SUV/CUV/XUV): مشابه اس يو وي است، اما مصرف سوخت آن بهينه تر و اقتصادي تر ميباشد. ارتفاع شاسي آن نيز از زمين كمتر از اس يو وي هاي عادي است. شاسي اين نوع خودرو شاسي سواري است.
22-استيشن واگن (STATION WAGON/ESTATE CAR/KOMBI/COMBI):طراحي بدنه مشابه سدان است اما قسمت حمل بار گسترده تر شده است، بنابراين طول آن از خودروهاي سدان بيشتر است. خودروي استيشن نيز داراي 5 در ميباشد. استيشن توانايي عبور از مناطق صعب العبور را نيز دارد.
23-پيك آپ (PICKUP): يك خودروي سبك با قسمت حمل بار روباز است. پيك آپ داراي كابين جداگانه راننده و سرنشين ميباشد. پيك آپ هايي كه 4 در داشته و ظرفيت 4 تا 6 سرنشين را دارند، دو كابين (DOUBLE CAB) و يا (CREW CAB) ناميده ميگردند.
24-سدان و يا سالون(SEDAN/SALOON): خودروي با سقف ثابت، صندوق عقب مجزا،داراي دو رديف صندلي و ظرفيت 4 تا 5 سرنشين سدان ناميده ميشود. سدان ميتواند 2 در و يا 4 در باشد.سدان متداولترين شكل طراحي بدنه خودرو ميباشد.
25-هاچ بك (HATCH BACK): يك خودرو با 2 يا 4 در كناري و يك درب بزرگ در عقب خودرو ميباشد. در صندوق عقب و شيشه عقب خودرو يكي بوده و بصورت عمودي باز ميشود، تا دسترسي به فضاي حمل بار فراهم آيد.
26-فست بك (FAST BACK): در اين خودرو سقف با يك شيب ملايم و پيوسته به سمت عقب خودرو پايين مي آيد. بر خلاف هاچ بك داراي شيشه عقب ثابت و صندوق عقب جداگانه ميباشد.
27-ليفت بك (LIFT BACK):مشابه هاچ بك است اما هنگام باز شدن درب عقب خودرو،قسمتي از سقف خودرو در قسمت مسافر نيز باز ميشود. همچنين زاويه باز شدن درب صندوق عقب مابين افقي و عمودي مي باشد (شيب درب صندوق عقب كمتر از هاچ بك و بيشتر از سدان است)
28-ناچ بك (NOTCH BACK): تلفيقي از سدان و فست بك ميباشد. داراي 3 طرح مستطيلي شكل جداگانه در بدنه ميباشد. چنانچه از پهلو به اين خودروها نگاه كنيد، 3 حجم مجزا را ميتوانيد تميز دهيد: قسمت موتور، قسمت سرنشين و قسمت صندوق عقب. سقف از ستون A و B (ستون بين دو رديف صندلي) تا قسمت عقب كشيده ميشود و ناگهان به سمت پايين (به سمت صندوق عقب) ميآيد. ناچ بك را ميتوان مترادف سدان بكار برد.
29-ليموزين و يا ليمو (LIMOUSINE/LIMO):يك خودروي تجملاتي طويل است كه معمولا در رنگهاي سفيد و مشكي توليد ميشود. فاصله صندليهاي جلو و عقب در اين خودروها بيشتر از سدانهاي معمولي است. در بعضي از آنها رديف صندلي راننده با صفحهاي شيشهاي از قسمت سرنشينان جدا شده است. در مراسم تشريفاتي از آن استفاده ميشود.
30-تارگا (TARGA TOP): يك خودروي نيمه كانورتبل است كه ستونهاي A و B (ستون بين دو رديف صندلي) خودرو باقي مانده اند. سقف آن فقط از قسمت دو ستون مياني جمع ميشود، يعني شيشه جلو ثابت است و در قسمت عقب دو ميله وجود دارد كه در بعضي از انواع آن شيشه عقب به درون قسمتي از صندوق عقب جمع ميشود.
31-ماسل كار (MUSCLE CAR): به خودروهاي ساخت دهه 60 و 70 كه داراي محفظه موتور حجيم بوده اند اطلاق ميگردد. اين خودرو ها اغلب 8 سيلندر ميباشند.
32-هارد تاپ (HARD TOP) :خودرويي داراي سقف ثابت كه چارچوب پنجره ندارد. اگر از دو طرف به اين خودرو نگاه كنيد، قسمت كناري آن سرتاسر شيشه است.نوع كانورتبل آن نيز موجود است كه جنس سقف از پلاستيك و يا فلز است و قابليت جمع شدن دارد.
با نهايت تاسف و تاثر در گذشت مادر گرامي دوست و
هم كلاسي عزيزمان خانم رضا قلی زاده را خدمت ايشان و خانواده ي
محترمشان تسليت عرض كرده و براي آن مرحومه
طلب آمرزش و رحمت از جانب پروردگار مي نماييم .
تولد تولد
تولدت مباااااااااااارک
تعجب نکنید!!! واسه خودم تولد نگرفتم!!!
وبلاگ iet85 یک ساله شد!!!
خدمت اون آقای محترمی که هر چی لایق خودشون و شخصیت خانوادگیشونه تو نظرات این وبلاگ می نویسن باید عرض کنم که شاید نمی دونه که وبلاگ ما تحت حمایت سایت وبگذره و من ازین سایت می تونم نشانی شهر و منطقه ی زندگی این شخص رو دربیارم ( که البته درآوردم ) پس اگه همین امروز و فردا آبروشو پیش بقیه بردم از من دلگیر نشه. در ضمن ایشون باید بدونن که با نثار فحش و ناسزا به من یا سایر همکلاسی ها هیچی از ارزش ما کم نمی شه بلکه شخصیت حقیقی خودشونو بیشتر آشکار می کنن.
با نهايت تاسف و تاثر در گذشت مادربزرگ گرامي دوست و
هم كلاسي عزيزمان خانم مطلب زاده را خدمت ايشان و خانواده ي
محترمشان تسليت عرض كرده و براي آن مرحومه ي عزيز
طلب آمرزش و رحمت از جانب پروردگار مي نماييم .
يه مطلب كليشه اي كه چند روزيه فكرمو مشغول كرده" حرف مفته!!!
"من آخرش نفهميدم كه حرف مفت مشتري داره يا نه ؟!!!
يه جاهايي مي شنوم كه مي گن حرف مفت خريداري نداره ولي
عملا يه جاهايي مي بينم كه حرف مفت خيلي هم خريدار داره!!!
همونجوري كه از اسمش پيداست حرف مفت يعني حرفي كه هم
گوينده اش و هم شنونده اش بابتش هزينه اي نمي پردازن .
ولي گاها همين حرف هاي مفت سودهاي كلاني رو دارن!!!
يه عده حرف مفت مي زنن تا برنده ي انتخابات مجلس يا
رياست جمهوري بشن و يه عده هم حرف مفت مي زنن تا
حال كنن!!! ( يا به قول خودمون از شكاف ديوار يه جوك
با حال مي سازن تا دور هم باشن و بخندن ) . خدا نصيب كسي
نكنه !!!
حرف هاي مفت نوع اول خووووووووب خريدار دارن . ولي
نمي دونم چرا گاهي وقتها مي شه كه ديگه يه چنين حرفايي
هم خريدار ندارن . به نظر شما چي مي شه كه اينجوري مي شه ؟
بذارين روشنتون كنم !!! : مثلا اگه كسي الان بياد بهتون بگه
ديروز از يه ساختمون 4 طبقه افتادم ولي چيزيم نشد احتمال داره
كه بگين غير ممكن نيس . فردا همون شخص بياد بگه ديشب
هم از ساختمون 5 طبقه افتادم ولي باز چيزيم نشد . شايد اگه
آدم خيلي خوش بيني باشين بازم بگين مي تونه درست باشه .
ولي مطمئنا بار سوم اگه باز همون شخص بياد بگه از ساختمون
6 طبقه افتاده و چيزيش نشده مي زنين تو گوشش يا تو دلتون
مي گين : " خدا شفات بده "
آره دوستان يادتون باشه اگه حرف مفت مي زنين لااقل
زياده روي نكنين چون اون وقته كه خريدار نداره و مي مونه
رو دستتون و همونجور كه مي دونيد اگه تقاضا براي كالايي
كمتر بشه عرضه كننده هم پشتش مي شكنه !!!
حواستون هم جمع باشه كه حرف مفت كسي رو بدون تحقيق
نخرين !!! چون آخرش مي شه همين اوضاع و احوال كنوني
مملكت !!! يا شايد حتي ازين هم بدتر !!!