كلاس مهندسي صنايع-تكنولوژي صنعتي

 

 در يك نگاه در سالتحصيلي85-86

 

سال اول به پايان رسيد. به همين سادگي چشم روي چشم گذاشتيم

 

 امسال هم تمام شد انگار همين ديروز بود

 

 كه براي اولين بار ميومديم دانشگاه و احيانا دانشكده ي برق

 

 رو بلد نبوديم و دربدر دنبال دانشكده بوديم ( بي

 

 دانشكده بودن همينه ديگه ) بعد وارد كلاس كه شديم با

 

 كسايي كه دور و برمون بودن در مورد كنكور و رتبه

 

 و شهرشون صحبت مي كرديم و بچه هاي خوابگاهي هم

 

 كه بعضيهاشون سوسول بار اومده بودن از وضع

 

 اتاقشون شكايت مي كردن ( همين جا بچه سوسول ها مشخص مي شن هااااا )

 

 خلاصه كسايي كه روز اول با هم

 

 آشنا شده بودن شايد الان فقط جواب سلام هم رو مي دن يا

 

 شايد اونم نمي دن!!! و با هم رابطه اي ندارن بعضي

 

 هاشون هم دوستهاي جون جوني هم شدن و برو بيايي

 

 راه انداختن كه بيا و ببين. برعكس بعضي ها هم كه روزهاي

 

 اول حتي اسم هم رو بلد نبودن الان از هم جدا نمي شن.

 

 از همينجاست كه مي شه پي برد تفاوتهاي فرهنگي و

 

 اخلاقي بين كلاس ما چقدر داد مي زنه. خلاصه ترم يك

 

 هم كه با استادهاي گلي كه بهمون داده بودن به خير

 

 وخوشي گذشت و با شيفت استاد فيزيك همه چي كامل شد و

 

 يه عده خوشحال و يه عده ناراحت از واحدهاي

 

 پاس نكرده( لطف شيفت شامل حالشون نشده بود )

 

 ترم يك رو به پايان رسوندن. ترم دوم  هم كه مي

 

 خواست جون بگيره عيد اومد بهار اومد دانشگاه تعطيل شد

 

 و يه ماه ديگه رفتيم صفا.( كه واسه بعضي ها مثل

 

 من شايد يه چيزايي در حد جهنم بود بنا به دلايلي ).

 

 بعد از عيد هم كه درسهاي با حجم سنگين ترم دو و

 

 استادها نذاشتن با خودمون خلوتي بكنيم و ببينيم واقعا

 

 در طول اين ترم چه اشتباههايي كرديم و چه كارهاي

 

 خوبي انجام داديم چه كسايي رو از خودمون رنجونديم

 

 يا در مورد چه كسايي اشتباه قضاوت مي كرديم. آيا به

 

اين فكر كرديم كه چرا كلاس تحليل صنعتي يه نماينده

 

 تو انجمن علمي داره ولي ما كه گرايشمون قديميتره تو

 

 دانشگاه تبريز نداريم؟

 

آيا كسي به اين فكر كرده كه چرا در طول ترم

 

 هيچ رابطي بين خودمون و مسئولين دانشكده نداشتيم كه بتونه

 

 حق ما رو ازشون بگيره؟ ( مثل انتقاد از استادي خاص و امثال

 

 اينها ) يا اگه داشتيم بهش چند تا لقب چاپلوسي و

 

 اينها داديم كه بيچاره ديگه نره دنبال اين كارها. آيا

 

 به اين فكر كرديم كه چرا بايد نسبت به هم بد بين باشيم

 

؟ چه دلايلي باعث اين بدبيني ها شده ؟ نه واقعا فكر

 

 كردين كه چرا قبل از عيد اردوي ما فقط با حضور 12 نفر

 

 تشكيل شد؟( اردوي ما كه نه اردوي بعضي ها ) چرا

 

يه عده با حضور عده اي ديگه در اين اردو مخالف بودن

 

؟ همه ي اينها نشون مي ده كه كلاس ما اتحاد

 

 نداره و  بدبيني نسبت به همديگه غوغا

 

 مي كنه و كلا جو سردي بر كلاس

 

 حاكم شده. اين آخري هم كه با اردوي پنهاني و

 

 سري بعضي از همكلاسي ها تكميل شد ( البته

 

 قصد داشتم اسم همه ي اون ده نفر رو تو

 

 وبلاگ با فونت درشت بنويسم كه به خاطر

 

 دو نفر كه شايد خودشون هم بدونن اين كار رو نمي

 

 كنم يكيش هم كه خيلي پشيمونه و قول داده ديگه

 

 تكرار نشه!!! اون يكي هم . . . حالا ديگه ) آيا

 

 اين يه عده فكر اينو كردن كه از همين الان كه

 

 دارن از جمع كلاس خودشون رو جدا مي كنن و واسه خودشون

 

 يه گروه خاصي درست كردند همين امروز و فردا

 

كارشون به 35 نفر ديگه ي كلاس هم خواهد افتاد؟ نمي

 

 دونن كه تو دانشگاه براي اينكه راحت باشي و درسها

 

 با استادها خوب پيش بره اتحاد لازمه نه فرقه

 

 بازي؟ تازه بايد بعد يه هفته بفهميم كه رفته بودن

 

اردو؟ اونم از دهن يكي از خودشون در بره ( جالب اينه

 

 كه بين خودشون هم از همين الان اتحاد وجود نداره

 

 مطمئن باشن تا سه سال ديگه ازين جمع 10 نفره فقط پنج

 

 يا شش نفرشون مي تونن باقي بمونن و بقيه به هر نحوي

 

 ازشون جدا مي شن و اونوقته كه برن يه اردوي  شش

 

 نفري واسه خودشون تشكيل بدن اگه تونستن) . ما بارها

 

 گفتيم كه اگه كسي با شخص خاصي مشكل داره بياد

 

 تو روي خودش بگه و حل كنه نه اينكه بره يه اردوي

 

 خصوصي جور كنه تا يه عده نيان ( تا اونجايي كه من مي

 

 دونم من جزو اون عده اي كه نمي خوان تو اردو باشه نيستم ) .

 

 همكلاسيهاي عزيز كلاس ما بيش از

 

 هر چيز به اتحاد و همبستگي نياز داره

 

 بياين از وروديهاي 82 ياد بگيريم كه روز معارفه

 

 چقدر با هم اخت بودن يا روز سمينار كه واقعا تك تكشون

 

 هيچ مشكلي با هم نداشتن ) . به جاي فرقه بازي

 

 مشكلات خودمون رو بين خودمون حل كنيم و نذاريم

 

 كينه يا كدورتي باقي بمونه. اينا رو ننوشتم كه بخونيم و

 

 تجديد خاطره بكنيم و به حال بدمون بخنديم. نوشتم تا

 

تو همين قسمت وبلاگ نظرات خودتون رو با اسم و

 

 فاميلي خودتون بنويسين و راه حلهايي

 

 براي ايجاد همبستگي ارائه بدين و يا اگر در طول ترم از

 

 كسي ناراحت بودين بنويسين تا مشكل به صورت

 

 دوستانه حل بشه تا سال بعد اين مشكلات دوباره به

 

  سرمون نياد. كسي كه جرئت بيان انتقاد  رو نداشته باشه به

 

 درد مهندسي صنايع نمي خوره.

 

 انشالله سال بعد بهتر ازين باشيم و صميمي تر و

 

 مهربون تر  با

 

 همديگه رفتار كنيم. و اگه بدي از كسي ديديم اونو

 

ببخشيم ( كسي كه ببخشه بزرگواره ) و اگه بدي به كسي

 

 كرديم سعي كنيم سال بعد تكرار نكنيم. پس نظراتتون

 

 رو بدين تا همه ي همكلاسي ها بيان و بخونن در ضمن

 

 هر نظري كه اسم نداشته باشه حذف

 

 خواهد شد. ولي اگر اسم داشته باشه ( كه نشانگر

 

 شخصيت والاي اون شخص خواهد بود )

 

 هر نظري هم كه باشه حفظ خواهد شد.

 

در ضمن براي اينكه در تابستان هم بتونيم يه رابطه اي

 

 برقرار كنيم و همديگه رو فراموش نكنيم از

 

 همكلاسيهاي عزيزي كه نمايل به همكاري با وبلاگ

 

 رو دارن مي خوايم كه با انتخاب نام كاربري براي

 

 خودشون در اين وبلاگ عضو بشن و مطالب رو در

 

 تابستان به اسم خودشون از خونه ي خودشون تو

 

 وبلاگ بذارن براي اين كار دادن ايميل

 

 ( يا به قول خودمون آي دي )  الزامي نيست

 

 ( اينو مي گم تا باز بدبيني ها  گل نكنه)

 

به هم ديگه اعتماد داشته باشيم.

 

 

قربان شما يكي از جمع 48 نفره ي كلاس:  بهرام